....بالاخره به دنیا آمد.
فالگیر به ته فنجان قهوه که نگاه کرد گفت امسال بهترین تابستان عمرت را تجربه می کنی، من باور نکردم. حالا حال عجیبی دارم، یکی مدام توی سرم مسخره می کند که یک عمر خیالاتی بودی حالا خرافاتی هم شدی!...خب حس ام را چه کنم؟ هیچوقت انقدر خوشحال نبودم، شاید فالگیر بیچاره راست گفته باشد...

برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01

دو حبه قند توی فنجان ِ گل گاوزبان نسترن می اندازم. قیافه ی هاشم آقا، عطار سر کوچه می آید جلوی چشمم، یک تابلوی مقوایی فرو کرده توی گونی گل گاوزبان، « برای رفع دلتنگی ». انگار نمی داند دلتنگی است که به دنیا معنا می دهد. چه کسی گفته غم بد است؟ تمام هنر این دنیا زاییده ی غم است.
« دو کوچه بالاتر __ مریم سمیع زادگان / کتابسرای تندیس »
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: هستی نیکنام تاريخ: دوشنبه 14 فروردين 1396 ساعت: 22:01